تبليغاتX

کاروان یازهرا سلام الله علیها
سخنان امام هفتم(علیه السلام) در زندان يا مسند امام موسى بن جعفر (علیه السلام)

تعدادى از كتابهاى حديث‏به اسم «مسند» شناخته مى‏شود، معمولا مسند به كتابى‏گفته مى‏شود كه احاديث آن با سند پيوسته به رسول خدا(ص) برسد.

بنابراين وقتى گفته مى‏شود «مسند امام موسى بن جعفر عليه‏السلام‏» مقصود كتابى‏است كه احاديث آن را امام هفتم عليه‏السلام با سند و به توسط آباء و اجداد خوداز رسول خدا(عليهم‏السلام) نقل كرده باشد.

مسند امام موسى بن جعفر عليه‏السلام مجموعه‏59 حديث است كه در سالهاى 180 تا182 كه امام در زندان سندى بن شاهك محبوس بودند، ابوعمران موسى بن ابراهيم‏مروزى به ديدار امام رفته و امام اين احاديث را براى او بيان كرده است.

اين احاديث از جهات گوناگون داراى اهميت فراوان است. زيرا اولا در زندان بيان‏شده‏اند، ثانيا تمام احاديث آن مستند به پيامبر اكرم(ص) است مگر اين دوازده‏حديث‏16 ، 21 ، 22 ،23 ،29 ، 32 ،37 ، 38 ،39 ، 42 ،43 ،57 و ثالثامحتوى و مضمون بلند آنها مخصوصا در موضوعات اخلاقى سبب شده است كه براى عموم‏مفيد باشد. گرچه در كتابهاى رجالى از مذهب راوى اين احاديث‏بحثى نشده است ولى‏از خود اين احاديث و با توجه به مسند بودن آنها مى‏توان مذهب راوى را كشف نمودو بخواست‏خداوند در شرح اين احاديث از آن بحث‏خواهم نمود.

سند كتاب

اين كتاب را شيخ ابوالمكارم مبارك بن محمد بن معمر بادرايى ازابوبكر احمد بن على بن حسن طرثيثى از ابوعبدالله حسين بن شجاع صوفى موصلى ازابوبكر محمد بن عبدالله بن ابراهيم شافعى از ابوعبدالله محمد بن خلف بن‏ابراهيم بن عبدالسلام مروزى و او از ابوعمران موسى بن ابراهيم مروزى و او ازامام هفتم(ع) نقل كرده است. اين كتاب با كوشش آقاى محمد حسين حسينى جلالى مكررادر ايران و بيروت چاپ شده است.

احاديث

موسى بن ابراهيم مروزى گويد:

موسى بن جعفر(ع) به من خبر داد، از پدرش جعفر بن محمد، از پدرش محمد بن على،از پدرش على بن الحسين، از پدرش حسين بن على، از پدرش على بن‏ابيطالب(عليهم‏السلام) كه فرمود:

رسول خدا(ص) حديث گفت مرا: «كسى به سن بلوغ نرسيد مگر آنكه مرتكب خطايى شده‏است مگر عيسى بن مريم و مادرش مريم، و يحيى فرزند زكريا درود خدا بر آنان‏».

*** بقیه در ادامه مطلب ***


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .امام موسی کاظم علیه السلام - ادامه مطلب


صفات برجسته امام كاظم عليه السلام

حضرت امام موسى كاظم(عليه السلام) عابدترين و زاهدترين، فقيه ترين، سخیترين و كريمترين مردم زمان خود بود، هر گاه دو سوم از شب میگذشت نمازهاى نافله را به جا مىآورد و تا سپيده صبح به نماز خواندن ادامه میداد و هنگامى كه وقت نماز صبح فرا مىرسيد، بعد از نماز شروع به دعا مىكرد و از ترس خدا آن چنان گريه میكرد كه تمام محاسن شريفش به اشك آميخته میشد و هر گاه قرآن میخواند مردم پيرامونش جمع میشدند و از صداى خوش او لذّت میبردند.
آن حضرت، صابر، صالح، امين و كاظم لقب يافته بود و به عبد صالح شناخته میشد، و به خاطر تسلّط بر نفس و فروبردن خشم، به كاظم مشهور گرديد.
مردى از تبار عمر بن الخطاب در مدينه بود كه او را میآزرد و على(عليه السلام) را دشنام میداد.
برخى از اطرافيان به حضرت گفتند: اجازه ده تا او را بكشيم، ولى حضرت به شدّت از اين كار نهى كرد و آنان را شديداً سرزنش فرمود.
روزى سراغ آن مرد را گرفت، گفتند: در اطراف مدينه، به كار زراعت مشغول است.
حضرت سوار بر الاغ خود وارد مزرعه وى شد.
آن مرد فرياد برآورد: زراعت ما را خراب مكن، ولى امام به حركت خود در مزرعه ادامه داد وقتى به او رسيد، پياده شد و نزد وى نشست و با او به شوخى پرداخت، آن گاه به او فرمود: چقدر در زراعت خود از اين بابت زيان ديدى؟ گفت: صد دينار.
فرمود: حال انتظار دارى چه مبلغ از آن عايدت شود؟ گفت: من از غيب خبر ندارم.
امام به او فرمود: پرسيدم چه مبلغ از آن عايدت شود؟ گفت: انتظار دارم دويست دينار عايدم شود. امام به او سيصد دينار داد و فرمود: زراعت تو هم سر جايش هست. آن مرد برخاست و سر حضرت را بوسيد و رفت. امام به مسجد رفت و در آنجا آن مرد را ديد كه نشسته است. وقتى آن حضرت را ديد، گفت: خداوند مىداند كه رسالتش را در كجا قرار دهد. يارانش گرد آمدند و به او گفتند: داستان از چه قرار است، تو كه تا حال خلاف اين را میگفتى. او نيز به دشنام آنها و به دعا براى امام موسى عليه السلام پرداخت. امام عليه السلام نيز به اطرافيان خود كه قصد كشتن او را داشتند فرمود: آيا كارى كه شما مىخواستيد بكنيد بهتر بود يا كارى كه من با اين مبلغ كردم؟و بسيارى از اين گونه روايات، كه به اخلاق والا و سخاوت و شكيبايى آن حضرت بر سختيها و چشمپوشى ايشان از مال دنيا اشارت مىكند، نشانگر كمال انسانى و نهايت عفو و گذشت آن حضرت است.

emam kazem


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .امام موسی کاظم علیه السلام - ادامه مطلب