تبليغاتX

کاروان یازهرا سلام الله علیها
يك نوزاد فلسطينی به همراه اسم نوشته شده عموی شهيد خود بر روی گونه اش به دنيا آمد

يك نوزاد فلسطينی به همراه اسم نوشته شده عموی شهيد خود بر روی گونه اش به دنيا آمد.

اين نوزاد فلسطيني در پديده اي عجيب، پس از آن كه زمان تولدش يك ماه به تأخير افتاد و در شب قدر به دنيا آمد، نام «علا»، عموي شهيدش را با خط زيباي عربي و كاملاً واضح روي گونه اش دارد.روزنامه «الشرق الاوسط» با اعلام اين خبر افزود، مادر بزرگ اين نوزاد گفته است، او پيش از تولد نوه اش، اصرار داشته كه حاضر نيست، نوه اش همنام پسر شهيدش باشد، اما پس از تولد با ديدن اسم پسر خود كه با رنگ قهوه اي و زيبا بر روي گونه نوزاد نقش بسته بود، شوكه شده است.«الشرق الاوسط» نوشت، مردم فلسطين از سراسر اين كشور براي ديدن اين كودك - كه برخي از او به نام معجزه الهي ياد مي كنند - به بيت اللحم مي آيند.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .مـعـجـزات - ادامه مطلب


نمودارقرآن نام الله رانشان می دهد

اگرنموداری براساس تعدادآیات سوره های قرآن رسم کنیم خواهیم دیدکه حاصل نام مقدس (الله)است.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .مـعـجـزات - ادامه مطلب


آیامی دانستیدمی خواستندجسم شریف پیامبررابدزدند؟

در سال 557 هجرى قمرى فرانکها در صدد آن برآمدند که جسد پاک حضرت رسول (ص ) را بربایند و از مدینه خارج کنند، نورالدین زنگى امیر ترک که در مبارزه با صلیبیان شهرتى به دست آورده بود به صورت شگفت انگیزى از ماجرا آگاه شد، شبى که وى در حلب مشغول عبادت و شب زنده دارى بود، در رؤ یایى حضرت محمد (ص ) دو مرد بلند بالا را به او نشان داد و گفت نورالدین ، کمک کن این شهسوار متقى بیدرنگ عازم مدینه شد و آن دو مرد بلند بالا را در آنجا یافت . این دو به بهانه زیارت قبر حضرت رسول (ص ) در مدینه مقیم شده از زیر زمین نقبى به قبر رسول خدا (ص ) زده بودند، نزدیک بود کار خود را تمام کنند که نورالدین از راز ایشان آگاه شد و با چراغى به بازدید آن نقب رفت ، پس از آن بر گرداگرد قبر حضرت رسول (ص ) خندقى ژرف کندند و آن را با سرب گداخته پر کردند.

 


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .پیامبر رحمت صلوات الله علیه - ادامه مطلب


ماجرای بدن حصرت رقیه(س)

مرحوم شيخ احمد كافى اين شهيد گمنام و سرباز واقعى امام زمان و عاشق ولى عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشريف و واعظ شهير و شهيد در راه دين رضوان اللّه تعالى عليه فرمود: مرحوم سيد هاشم رضوان اللّه تعالى عليه يكى از علماء بزرگ شيعه شام بود كه سه دخترداشته ، مى گويد يكى از دخترهايم خواب رفت يك شب بيدار شد صدا زد: بابا در شب بى بى رقيه را خواب ديدم . بى بى به من فرمود: دختر به بابات سيدهاشم بگو آب آمده در قبر من و بدن من نارحت است قبر مرا تعمير كنيد. بابا اعتنائى نكرد، مگر مى شود با يك خواب دست به قبر دختر امام حسين ع زد.
فردا شب دختر و سطى همين خواب را ديد: باز بابا اعتنايى نكرد. شب سوم دختر كوچولوى سيد اين خواب را ديد شب چهارم خود سيد هاشم مى گويد خوابيده بودم يك وقت ديدم يك دختر كوچولو دارد مى آيد اين دختر از نظر سِنّى كوچك است اما آنقدر با اُبهت است باصولت و جلالت دارد مى آيد رسيد جلوى من به من فرمود سيد هاشم مگر بچه هايت به تو نگفتند كه من ناراحتم قبر مرا تعمير كن ؟
گفت : من با وحشت از خواب پريدم رفتم والى شام را ديدم جريان را گفتم والى نامه نوشت به سلطان عبد الحميد، سلطان جواب نوشت براى والى كه ما جراءت نمى كنيم اجازه نبش قبر بدهيم به همين آقاى سيد هاشم بگوئيد خودش اگر جراءت مى كند قبر را نبش كند و بشكافد پائين برود قبر را تعمير كند مادست نمى زنيم سيد هاشم چند تا از علماى شيعه را ديد، اينها حرم را قُرُقْ كردند، ضريح را كنار گذاشتند كلنگ به قبرزدند، مقدار كمى كه قبر را كندند آثار رطوبت پيدا شد، پائين تر رفتند، ديدند آب آمده در قبر بدن بى بى در كفن لاى آب افتاده ، سيد هاشم رفت پائين دستهايش را برد زير بدن اين سه ساله ، بدن را با كفن از توى آبها آورد بيرون ، روى زانويش ‍ گذاشت ، آب قبر را كشيدند، نزديك ظهر شد، بدن را گذاشتند در يك پارچه سفيد نماز خواندند، غذا خوردند، دو مرتبه آمد بدن را گرفت روى دستش ، تا غروب اينها مشغول بودند، تا سه روز قبر را تعمير كردند، و به جاى آب گُلاب مصرف مى كردند، و گِل درست مى كردند و قبر را مى ساختند، جلوگيرى از آن آبها شد و قبر ساخته شد، يك تكه پارچه ديگر سيدهاشم از خودش آورد، روى كفن انداخت ، بدن را برداشت ، در قبر گذارد. علماى شيعه مى گويند در اين چند روز همه گريه مى كردند سيد هاشم هم همينطور، اما روز سوم وقتى سيد هاشم بدن را در قبر گذاشت و آمد بيرون ديگر داد مى زد گفتم سيد هاشم چى شده چرا فرياد مى زنى ؟ گفت به خدا ديدم آنچه شنيده بودم ، اين كلمه را بگويم امروز آتشت بزنم هِى داد مى زد رفقا به خدا ديدم آنچه شنيده بودم . گفتيم سيد هاشم چه ديدى ؟ گفت به خدا وقتى اين بدن را بردم در قبر دستم را از زير بدن بيرون كشيدم يك مقدار گوشه كفن عقب رفت ديدم هنوز بدنش ‍ كبود و سياه است ، هنوز جاى آن تازيانه ها روى بدن اين سه ساله باقى است.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


اعجازوتسبیح الهی درطبیعت 5 ((جاری شدن خون ازدرخت درروزعاشورا))

شگفت انگيزتر اينكه آثار دگرگونى اجسام از شهادت آقا امام حسين ع پس از گذشت چهارده قرن هنوز در گوشه و كنار به چشم مى خورد يكى از آنها جارى شدن خون از درخت چنار زر آباد است . زر آباد يكى از قصبات قزوين و در نزديكى قلعه الموت است كه هر سال روز عاشورا هزاران نفر براى مشاهده چنار خونبار به آنجا مى روند و روان شدن خون را از درخت به چشم خود مى بينند.
آية اللّه فقيد سيد موسى زرآبادى در كتاب كرامات به تفصيل از جارى شدن خون از درخت چنار در روز عاشورا گفتگو كرده از پدرش سيد على و از جدش سيد مهدى نقل كرده كه در هيچ سالى اين موضوع تعطيل نشده است ، اين كتاب چاپ شده و خطّى آن در كتابخانه پسرش سيد جليل زرآبادى در قزوين موجود است . آية اللّه مظفّرى فشرده آن را در كتاب ايضاح الحجّة آورده است مرحوم آية اللّه العظمى مرعشى نجفى در حاشيه عروه به هنگام بر شمردن خون هاى پاك مى نويسد:
همچنين است خونى كه از درختى موجود در قريه زرآباد از توابع قزوين خارج مى شود. نويسنده سطور مقدمةً خصائص الحسينيه سال گذشته با جمعى از دوستان به زرآباد رفته و روان شدن خون را از اين درخت با چشم خود ديده است و از خوانندگان كتاب دعوت مى كند كه روز عاشورا را به زرآباد رفته اين درخت را با چشم خود ببينيد اين درخت در كنار قبر مطهر امام زاده اى مشهور به على اصغر بن موسى بن جعفر ع قرار دارد و ظاهرا بيش از ششصد يا هفتصد سال از عمرش گذشته است در سال گذشته كه اين ناچيز افتخار حضور داشته درست لحظه اذان صبح خون جارى شد و بيش ‍ از چهار ساعت ادامه داشت .


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .مـعـجـزات - ادامه مطلب


ماجرای واقعی حضوریک شهیددراین دنیا

امضای سرخ

آخرین روزهای سال ۶۲بودکه خبرمرگ پدرم به مارسیدبعدازیک هفته عزاداری مادرم به همراه فامیل برای برگزاری مراسم یادبودبه زادگاه پدرم به خوانساررفتندمن هم بعدازهفت روزبرای اولین باربه مدرسه رفتم همان روزبرنامه امتحانی ثلث دوم رابه مادادندوگفتندوالدین آن راامضاءکنندآن شب باخاطری غمگین وچشمانی اشک آلودبااین فکرکه چه کسی بایدبرنامه امتحانی مراامضاءکندبه خواب رفتم درعالم رویاپدرم رابه خواب دیدم که مثل همیشه خندان وبانشاط بودبعدازکمی صحبت به من گفت زهراآن نامه رابیاورتاامضاءکنم گفتم کدام نامه گفت همان نامه که امروزدرمدرسه به تودادندبرنامه راآوردم وبه پدرم دادم پدرم شروع کردبه نوشتن صبح که برای رفتن به مدرسه آماده می شدم ازخواب دیشب چیزی به خاطرم نبوداما وقتی داشتم وسایلم راآماده می کردم ناگهان چشمم به آن برنامه افتاد باورم نمی شداما حقیقت داشت درستون ملاحظات برنامه دست خط پدرم بودکه به رنگ قرمز نوشته شده بود:

این جانب نظارت دارم سیدمجیدصالحی وامضا

ناگهان خواب دیشب به خاطرم آمدو.......

این رویدادبزرگ بابرسی کارشناسان وتطییق امضای شهید قبل ازشهادت مورد تاییدقرارگرفت وبه اثبات رسیدودردرستی این واقعه چه تاییدی بزرگترازپیام وحیی که می فرماید:

ولاتحسبن الذین قتلوفی سبیل الله امواتابل احیاءعندربهم یرزقون

فکرنکنیدکسانی که درراه خداکشته شده اندمرده اندبلکه زنده اندونزدپروردگارشان روزی می خورند.

آری این امضاسرخ درکنارصدهااثرباارزش وماندگاردیگرازشهدای 8 سال دفاع مقدس هم اکنون درگنجینه مقدس شهداحفظ ونگهداری می شودوازشمادعوت می کنیم تاازاین گنجینه بازدیدکنید.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


نجات معجزه آسای کودک سه ساله ازمرگ

نجات معجزه آسای کودک سه ساله ازمرگ

کودک سه ساله پس ازسقوط ازطبقه سوم یک ساختمان به طرز معجزه آسائی ازمرگ حتمی نجات یافت.

به گزارش خبرنگارماکودک سه ساله ای به نام آرازهنگامی که مقابل پنجره خانه درخیابان سنائی مشغول بازی بودبه یکباره سقوط کرد

پی این حادثه والدین این کودک سراسیمه خودرابه خیابان رساندندامادرکمال ناباوری آرازسه ساله راصحیح وسالم یافتندکه بابلندشدن اززمین قصدبازگشت به خانه رادارد.

پدرمادراین کودک که ازاقلیت مذهبی هستنددرارتباط بااین حادثه گفتندماارادت وعلاقه خاصی به حضرت علی(ع)داریم وهرسال درشبهای احیانذورات خودرابه مردم تقدیم می کنیم وقتی آرازازطبقه سوم سقوط کردفقط اسم مقدس امام علی (ع)راصداکردیم ونجات معجزه آسای این کودک تنهابه خواست آن بزرگوارصورت گرفته است.

براساس آخرین خبرها فقط ران پای راست این کودک یک خراش کوچک برداشته است وپزشکان پس ازمعاینه وی اعلام کردندازسلامتی کامل برخورداراست.

جام جم/یک شنبه 1383/8/17/سال پنجم/شماره 1290


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


حجاب برتر

چراچادرحجاب برتراست؟

حضرت زهرا(س)برای حجاب خودچادری راانتخاب کردندکه به سرمی کردندوتاروی پای آن حضرت رامی پوشاندوآن چادرمشکی بود.وازآنجائی که حضرت زهراالگوی زنان مسلمان است حجاب آن حضرت یعنی چادرمشکی حجاب برتراست.

چرابرای حجاب خانمها چادرمشکی توصیه می شود؟

درروانشناسی رنگهاآمده که مشکی نمایانگرمرزمطلق است.گاه مشکی رادرعزامی پوشندتانشان دهندبین آنهاوعزیزانشان فاصله افتاده که انجام برخی کارهای معمولی که سایرخانواده هاانجام می دهندبرای آنان میسرت گاهی هم مشکی می پوشندکه هرکس حق نداردبه این حریم نزدیک شوداین حریم حرمت واستقامت وحیاست نه جای هرزگی.

وازنظرروانی وقتی انسان پارچه سیاهی رامی بینددیگرچندان رغبتی به نگاه کردن پیدانمی کندوخودبه خودنظررابرمیگرداند.نگاه به رنگهای روشن چشم رابازمی کندوبرای دیدن رغبت ایجادمی کندولی نگاه به رنگهای تیره وبخصوص رنگ سیاه که بی رنگی مطلق است تمام رغبتهاراازبین می برد.

دروانشانسی امروزگویندسیاه به معنی نه بوده ونقطه مقابل بله یعنی رنگ سفیداست.وقتی رنگ سیاه درکناررنگ دیگرقرار می گیردتاثیرآن رنگ راافزایش می دهدوخصلت آن رنگ راموردتاییدوتقویت قرارمی دهدآگریک پنجره رنگین درکنارمیزسیاه قرارگیردهربیینده ای که به سوی آن بنگردنگاه اوبه سوی آن پنجره جلب می شودواصلابه صفحه سیاه میزتوجهی نخواهدکرداین به خاطرآن است که رنگ سیاه میزخاصیت خودرانفی کرده است ودرعوض خاصیت آن پنجره راتقویت نموده است به همین علت وقتی خانمی چادرمشکی به سرمی کندودرخیابان راه می رودناظری که ازدوربه اوواشیاءرنگی اطراف مثل ماشین ها ومغازه هاوغیره نگاه می کندبی اختیاراشیاءرنگی نظراوراجلب کرده ودربسیاری ازاوقات آن شخص بیننده به آن رنگ مشکی توجهی نکرده وردمی شود.

طبق قانون فیزیک رنگ سیاه تمام نوررا به خود جلنیسب می کندوچیزی از نوررا منعکس نمی کند ولی رنگها ی دیگربه می زان کم یازیادنوررامنعکس می کنندوهمین خاصیت باعث شده که رنگ مشکی جلب توجه کمتری دربین دیگررنگهاداشته باشد.

فیضیه شماره 414 باکمی تلخیص

 


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


نامه یکی از زنان زندانی زندان ابوغریب عراق به تمامی انسانهای غیرتمند و آزاده جهان

                                   بسم الله القاصم الجبارین

نامه یکی از زنان زندانی زندان ابوغریب عراق به تمامی انسانهای غیرتمند و آزاده جهان

این نامه به مردم عراق وبه تمامی انسا نهای دنیا که فضیلت وانسانیت خود را از دست نداده اند. خطاب می شود.این نامه ای است که خواهر شما( نور) از زندان آمریکایی _صهیونیستی ابو غریب می نویسد باور کنید زشتی، پلیدی ، بی آبرویی ، وبی حیثتی اینجا را نمی توانم برایتان شرح کنم. نمی دانم این همه رذالت را چگونه در قالب کلمات ارایه نمایم.

در حالی که شما درخانه هایتان از انواع نعمت ها بهره برده و با دوستان د.ر هم جمع شده اید ما مورد تجاوز نیروهای وحشی آمریکایی قرار گرفته وگرسنه وتشنه می مانیم. در حالی که شما در بسترتان در خواب خوش فرو می روید ، آمریکاییان ما را تا صبح بیدار نگه می دارند. در حالی که شما لباس می پوشید ، بدنهای ما لخت وعریان مانده است ، چگونه بیان کنم که ما را لخت وعریان در جلوی سربازان آمریکایی به نمایش می گذارند؟

 ای برادران ایمانی وقتی می بینم با کامیون ها وخودروهای خود کالای آمریکایی را جابه جا می کنید ، قلبم آتش می گیرد ، چون آن کامیون ها و وسایل نقلیه متعلق به ملت من است ، با چشم گریان وقلب سوزان می گویم ، خدایا چگونه انسانهای ما حیثیت و شرف خود را به مشتی دلار آمریکایی فروخته اند؟ وقتی به مصیبت و آبروریزی خود فکر می کنم ، اشک چشمانم قطع نمی شود. برادران چگونه می توانم شکنجه های وارده بر خود را روی کاغذ بیاورم؟ فقط خدا می داند چه بر سر ما می آورند. برادران، خدا را گواه می گیرم که از بیان مصیبت های وارده بر خود ، عاجز بوده واز بیان آنها خجالت می کشم ، ولی باز هم تا حدی که کلمات قدرت کشش داشته باشند آنها را برایتان خواهم گفت ، در حد توان خواهم گفت که آمریکاییان چه بی حیثیتی ، آزار و اذیت و شکنجه های غیر انسلنی نسبت به ما اعمال می کنند ، اجازه بدهید بگویم:

 وقتی به ارضای امیال حیوانی آنها تن نداده وخود را تسلیم خواسته شهوانی آنها نمی کنیم ، چگونه ما را تا حد مرگ کتک می زنند.

ای رهبران دینی ما چگونه به خود جرات می دهید در مقابل مظالم وارده به ما وآزار و اذیت جنسی دردمناشه اعمال شده بر ما با پیشانی باز در انتظار عمومی ظاهر شوید.آیا از تضییع شرف وحیثیت خود که پیامبر اسلام (ص) آنرا ارزشمندترین هستی کاینات ذکر کرده است ، احساس شرم نمی کنید؟چطور راضی شدید ما خود وما را در بازار مکاره آمریکاییهان وصهیونیست ها در ازای چند دلار بفروشید؟شرف وآبروی خود را چه زود از دست داده اید ، چه زود فراموش کرده اید که خداوند متعال ما را به صورت امانت به شما ارایه کرده است ، مگر قرار نبود از ما زنان دفاع کرده ومحافظت نموده و به ضایع شدن ناموستان رضایت ندهید چه بلایی بر سرتان آمده است. قولتان کجا رفت ، هر روز آمریکاییان در زندان ابو غریب ناموستان را به تباهی می کشانند، از کسانی که این نامه را می خوانند در خواست عاجزانه می کنم برای رضای خدا ومتوقف کردن جنایت آمریکاییان در زندان ابوغریب قیام کنند.از شما می خواهم برای متوقف کردن شکنجه های غیر انسانی اینجا ، فریادتان را بلند کنید جنایاتی که در زندان ابو غریب صورت می گیرد از جنایاتی که توسط صهیونیست ها نسبت به جوانان  و زنان فلسطینی صورت می گیرد گسترده تر است در آنجا شکنجه فیزیکی انجام می دهند در حالی که در اینجا هر روز به ما تجاوز جنسی می کنند و مانند حیوانات وحشی خون آشام به بدنهای ما حمله می کنند ، در مقابل این حملات دردمنشانه در حدی که توان داریم فریاد می زنیم ولی فریاد رسی نیست. اگر در دلهایتان به اندازه  ذره ای از انسانیت ، شرف و حیثیت باقیست با هم متحد شده وبه این زندان حمله کنید وما را از این مهلکه نجات دهید. با تمامی سلاح های خود به این زندان حمله کنید ، هم آنها را وهم ما را بکشید ما خیلی وقت است راضی به مرگ هستیم ، بیاید و اینجا را با خاک یکسان کنید.  در رحم همه ی ما نطفه آنها وجود دارد ، بسیاری از ما حامله بوده وبرای رهایی از این رسوایی راضی به مرگ هستیم. به تمامی شما التماس می کنم بیایید وما را نجات دهید ، برای اینکه خانواده هایمان وکشورمان بیش از این بی آبرو نشوند ، به استقبال مرگ می رویم ، ما را بکشید ، از شما خواهش می کنم برای جلب رضایت خدا ، آمریکاییان ونطفه ی آنها را بکشید ، شما را به خدا به فریاد ما برسید.  ..        

    خواهرتان _نور22 /1/83


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


ارزش‌ علمي‌ و تاريخي‌ اكتشاف‌ كشتي‌ نوح‌ در اثبات‌ حقّانيّت مذهب‌ تشيّع‌

آثار باستاني‌ دربارة‌ كشتي‌ نوح‌ و توسّل‌ به‌ پنج‌ تن‌ آل‌ عبا

 اينك‌ شرحي‌ از دعا و توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ علي‌ نبيّنا و آله‌ و عليه‌ السّلام‌ را كه‌ از اكتشافات‌ اخير است‌ و سند زنده‌ و تاريخي‌ از جهت‌ نورانيّت‌ خمسة‌ طيّبه‌ است‌ از مجلّة‌ «مكتب‌ اسلام‌» مي‌آوريم‌ و براي‌ آنكه‌ امانت‌ در نقل‌ رعايت‌ شود ما در اينجا عين‌ مطالب‌ مندرجه‌ در اين‌ شماره‌ را بدون‌ هيچ‌ كم‌ و كاستي‌ و بدون‌ هيچ‌ زيادتي‌ بيان‌ مي‌كنيم‌تا بر اهل‌ نظر مطلب‌ روشن‌ شود:

‎ يك‌ سند زنده‌ و تاريخي‌ بر حقّانيّت‌ دين‌ اسلام‌و مذهب‌ تشيّع‌

گزارش‌ بسيار جالب‌ باستان‌شناسي‌ شوروي‌ دربارة‌ كشتي‌ حضرت‌ نوح‌

 مجلّة‌ رسمي‌ و پر تيراژ «اتفاد نيزوب‌» شوروي‌ كه‌ بطور ماهانه‌ منتشر مي‌شود، گزارش‌ عجيب‌ زير را كه‌ هم‌ از نظر باستاني‌ بسيار ارزنده‌ و جالب‌ است‌، و هم‌ از نظر ديني‌ عالي‌ترين‌ دليل‌ بر عظمت‌ قرآن‌ و عقائد ديني‌ ماست‌، درج‌ نموده‌ است‌. و به‌ دنبال‌ آن‌ عدّه‌اي‌ از نويسندگان‌ انگليسي‌، مصري‌، پاكستاني‌ و... آن‌ مقاله‌ را از روسي‌ به‌ انگليسي‌ و عربي‌ و اُرْدو ترجمه‌ نموده‌ و در مجلّه‌ها و روزنامه‌هاي‌ محلّي‌ خود نقل‌ كرده‌اند؛ اينك‌ ما خلاصة‌ آنرا با توضيح‌ دربارة‌ ارزش‌ علمي‌ و ديني‌ آن‌ از نظر خوانندگان‌ ارجمند ميگذرانيم‌:

 مجلّة‌ نامبرده‌ در شمارة‌ تشرين‌ دوّم‌ 1953 مينويسد:

 هنگاميكه‌ باستان‌ شناسان‌ روسي‌ در منطقه‌اي‌ معروف‌ به‌ « وادي‌قاف‌ » مشغول‌ حفّاري‌ و جستجوي‌ آثار باستاني‌ بودند، در اعماق‌ زمين‌ به‌ چند پاره‌ تختة‌ قطور و پوسيده‌اي‌ برخوردند كه‌ بعداً معلوم‌ شد اين‌ تخته‌ها قطعات‌ جدا شده‌ از كشتي‌ نوح‌ بوده‌، و بر اثر تحولاّت‌ دريائي‌ و زميني‌ در طول‌ حدود 5000 سال‌ همچنان‌ در دل‌ زمين‌ باقي‌ مانده‌ است‌.

 بر خورد به‌ اين‌ تخته‌ها نظر محقّقين‌ باستان‌ شناس‌ را آنچنان‌ به‌ خود جلب‌ نمود كه‌ دو سال‌ ديگر به‌ كنجكاوي‌ و تعقيب‌ عمليّات‌ حفّاري‌ خود پرداخته‌، و بالاخره‌ در همان‌ منطقه‌ به‌ يك‌ قطعه‌ تختة‌ ديگري‌ برخوردند كه‌ به‌ صورت‌ لوحي‌ طبق‌ كليشة‌ صفحة‌ زير، چند سطر كوتاه‌ از كهن‌ترين‌ و ناشناخته‌ترين‌ خطوط‌ بر روي‌ آن‌ منقوش‌ بود.

 امّا بسيار شگفت‌ آور بود كه‌ اين‌ تخته‌ لوح‌ بدون‌ اينكه‌ پوسيده‌ يا متحجّر شده‌ باشد، آنچنان‌ سالم‌ و دست‌ نخورده‌ باقي‌ مانده‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ در موزة‌ آثار باستاني‌ مُسكو در معرض‌ ديد توريست‌ها و تماشاگران‌ خارجي‌ و داخلي‌ است‌.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


مصلوب شدن مسیحیان

آیاشمامراسم مصلوب شدن مسیحیان رادیده اید؟

مسیحیان هرساله درسالروزبه صلیب کشیده شدن مسیح اعمال خاصی انجام می دهد.

دراین مراسم مسیحیان اعمالی مانند:

بردوش کشیدن صلیب - خون آلودکردن خویش - میخ کوبیدن کف دست وپای خودو....انجام می دهند.

 


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


جن


اين عكس پس از

 تاييد رهبران ديني در كشور امارات در

رسانهای مختلف چاپ و منتشر شد.

 

يك جوان عرب در منطقه حليله امارات با شنيدن صداهای

 عجيب در يكي از غارهاي اطراف اين منطقه  دوربين خود را

برداشته و به محل مي رود و در آنجا موجودي عجيب شبيه

جن را مشاهده مي كند.

فرد عكاس بر اثر سكته قلبي فوت مي شود و پليس با

 اعلام دوستان او و مراجعه به محل در كنار جسد وي

دوربين عكاسي مي يابد و با ظهور فيلم داخل دوربين

عكس جن را مشاهده مي كند.

 اين عكس و خبر در نشريات امارات به چاپ رسيده و از تلويزيون

 آن كشور نيز پخش شده است.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


ماجراي شگفت انگيز ورود يك سگ به حرم امام رضا (ع)

ماجرای شگفت انگیز ورود یك سگ گله و غیر ولگرد به حریم مقدس ثامن الحجج در روزهای میانی هفته گذشته زائران حرم امام رضا (ع) كه مشغول زیارت در پایین پای مبارك بودند را شگفت زده كرد.

به گزارش سایت «انتخاب» از مشهد به نقل از شاهدان عینی و فیلم و عكس تهیه شده توسط دوربین‌های ‌مدار بسته حرم، در روزهای میانی هفته گذشته، زائران حرم امام رضا (ع) ناگهان با سگ سفیدی مواجه شدند كه تا چند متری ضریح مطهر،   پیش آمده بود و به صورت ویژه ای سرش را در درست مقابل پایین پای مبارك روی زمین گذاشته و با صداهای عجیب، گریه می‏كرد.

بنابراین گزارش، پس از آنكه یكی از دربان‌ها ‌با سگی مواجه شد كه بدون سر و صدا و سری پایین افتاده، قصد ورود به حرم رضوی را داشت، از ورود او به حرم جلوگیری می‏كند.

خود دربان در این مورد به «انتخاب» می‏گوید: باورم نمی‏شد كه این سگ چگونه به اینجا آمده و با هیچ مانعی رو به رو نشده است. سگ وقتی به طرف من آمد به شكل آرامی و فقط با كلمه «برو» سرش را برگرداند و بدون مقاومت از آنجا دور شد.

سگ یاد شده این بار با ورود به پاركینگ ویژه، وارد محوطه می‏شود و با مخفی كردن خود در كنار یك كمپرسی حامل سنگ (آن طور كه در تصاویر دوربین مدار بسته دیده شده)، خود را به صحن‌آزادی می‏رساند.

این سگ با ورود به داخل صحن به هیچ وجه از روی فرش‌ها ‌عبور نمی‏كند و به شكلی که هیچ كس متوجه نمی‌شود (اما دوربین‌ها ‌آن را ضبط  كرده اند) در حالی كه به شكلی شگفت آور پشت به ضریح نمی‏كند، تا دو سه متری ضریح مطرح پیش می‏رود.

این سگ در دو سه متری ضریح زانو زده و سرش را به سنگ‌های ‌حرم چسبانده و با درآوردن صداهای عجیب، شروع به نوعی گریه و می‏كند، به طوریكه خدامی كه در اطراف این سگ پس از ساعتی حلقه می‏زنند سر سگ یاد شده را خیس از اشك تعریف می‏كنند.

پس از ساعتی یكی از زائرین سگ را مشاهده می‏كند و خدام را خبر می‏كند. خدام پارچه ای را روی گردن سگ انداخته و با پهن كردن پارچه برزنتی از سگ می‏خواهند كه روی برزنت برود. سگ نیز به آرامی روی پارچه می‏نشیند و اجازه می‏دهد كه خدام شگفت زده، او را به داخل صحن هدایت كنند.

بنا بر گزارش، سگ یاد شده به دستور مقامات برای نگهداری به مزرعه ویژه آستان قدس رضوی منتقل شد.

ماجرای شگفت انگیز این سگ، چند روزیست كه بحث داغ مردم و زائران حرم امام رضا (ع) است.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .مـعـجـزات - ادامه مطلب


گزارش تصویری از سالم ماندن مساجد در فاجعه تسونامی

در حالیكه‎‎‎‎ در منطقـه فـاجعـه زده آچه‎‎ زمین‎ لرزه و تسونامی‎ شهرهای‎‎ زیـادی را از صفحه‎‎ زمین‎ پاك‎ كرده است‎ منابع‎ خبری‎ از برپاماندن‎‎ مساجد این منطقه‎ حكایت‎ می‎ كنند.
خبرگزاری فــرانـســه گزارش داد، در روستـای كاجو كه صدها خانه بـه طور كـلـی ویران شـده است مسجد روستا به طور معجـزه آسایی سالـم مانده است.
آب‎ دور تادور مسجد را فراگرفته‎ امـا حتی‎ یك‎ قطره‎‎ آب‎ در پلكان‎‎ آن نفوذ نـكـرده است‎.
شبكه‎ های‎‎ مختلف‎ تلویزیـون‎ انـدونـزی نیــز سـخنـان‎ چنـد نفــر از نـجــات‎ یـافتـگـان‎ تسونـامـی‎ را پخش‎ كرده‎‎ اند كه نجات‎ خــود را مـدیـون‎ مسجدهایی‎‎ می دانند كه‎‎‎ در آنها پناه گرفتـه بودند.
دو خبـرنگــار خبــرگــزاری‎ رسـمــی‎ انتــارای‎‎ اندونزی نیـز از مـعجـزه‎ سالـم‎ ماندن‎‎ ساختمـان مسجد منطقه‎‎‎ فاجعه دیـده و ویران‎ شده‎‎ ملابـو خبر داده اند.
در منطقه‎‎ ای‎ كه این‎ مسجد واقـع‎ اسـت‎ همـه‎ ساختمانها حتـی‎ سـاخـتمــان‎ سـتــاد ارتـش‎ و خوابگاههای‎ پلیس‎ كاملا ویران‎ شـده‎ و تـنهـا مسجد پا بر جا مانده‎ است‎.
عكسهایی‎ كه‎‎ خبرگزاری‎ فرانسه از این‎‎ منطقه‎‎ كه دسترسی‎‎ زمینی بـدان مـقـدور نیست‎‎ منـتشـر كرده‎ است، نشان‎ می‎ دهد مساجد تنهـا مــاننــد لكـه‎ هـای‎ سـفیـد رنـگ‎ و ساختمانهایی‎ هستند كه‎‎ در میــان‎ انـبــوه گـل‎ و لای‎ و ویـرانـه‎‎ هـا سربـرافـراشـتـه اند.
در منـطقـه‎ پـاسـی‎ لــهـــوك‎ در 20 كیلومتری‎‎ شرق‎ شهر سیگلی‎ در بخش‎ پـیـدی دو مسجد در سـاحـل‎ دریا سالم‎ مانـده‎ انـد در حالیكه‎‎ خانه هـای‎ اطراف‎ آن‎‎ هـمگـی‎ ویـران شده‎ اند.
این‎ دو مسجد یكی‎‎ قدیمـی و بـا چــوب‎ سـاختـه‎‎‎ شده و دیگری‎ كـه جـدیـد اسـت‎ بـا بتـون‎ احـداث شده‎‎ است‎ و هر دو سالم‎ مانده اند و حـدود یك‎ صد نفراز ساكنان‎ روسـتـا با پناه‎‎ بردن‎‎ به این دو مسجد از مرگ‎ نجات‎ یافته‎ اند.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .مـعـجـزات - ادامه مطلب


ماجرای خواب فرزنداستادعبدالباسط

¤ وقتي در برابر فرزند نابغه تلاوت قرآن يعني استاد عبدالباسط بنشيني نخستين چيزي كه به ذهنت خطور مي كند اين است كه فرزند درباره پدر صحبت كند و پيرامون عوامل موفقيت و راز و رمزماندگاري او داد سخن دهد و روح تشنه ما را سيراب نمايد.شیخ یاسرمی گوید:
-مرحوم شيخ عبدالباسط مردي بي تكلف و عادي بود. او قرآن را در ده سالگي در شهر خود ارمنت از توابع استان قنا در جنوب مصر حفظ كرد.استادش محمد سليم حماد نام داشت. او وقتي قرآن را حفظ كرد بسيار مورد تشويق استاد قرار گرفت. ايشان تا سن 20 سالگي در شهرهاي اطراف ارمنت تلاوت قرآن مي كرد. در سن 20 سالگي به همراه پدرش به مرقد حضرت زينب در قاهره مي رود و در آنجا پدر از او مي خواهد تبركاً پنج دقيقه قرآن تلاوت كند، اما پنج دقيقه او چنان با شور و حال و استقبال حاضران مواجه مي شود كه اين مدت، يك ساعت و نيم طول كشيد. پس از آن روز از راديو مصر با او تماس مي گيرند و مي خواهند كه با آنها همكاري كند تا صدايش به گوش جهانيان برسد. شيخ عبدالباسط در ابتدا نسبت به قبول اين پيشنهاد مردد بود و ترجيح مي داد كه در شهر و روستاي خود مشغول زندگي باشد زيرا زندگي در قاهره را بسيار دشوار مي دانست اما آخر الامر به عنوان قاري قرآن در راديو مصر مشغول به كار شد و از آن زمان به بعد شهرت عبدالباسط تمام آفاق جهان را دربرگرفت.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


استفاده ازهرروشی برای ضربه به اسلام


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


شهیدی که پس از16 سال پیکراوسالم بود

 

گفت و گو با مادر شهيد محمد رضا شفيعي

شهيدي كه پس از شانزده سال پيكرش سالم بود


* مختصري از خودتان بگوييد؟ اهل كجا هستيد؟ چند فرزند داريد و زندگي را چگونه شروع كرديد؟

بنام خدا، من مادر شهيد محمدرضا شفيعي هستم، اهل قم و محله پامنار هستيم، از ابتداي زندگي با فقر و تنگدستي شروع كردم، شوهرم چرخ تافي داشت و در فصلهاي تابستان بستني فروش و در زمستانها لبو و شلغم فروش بود. چون صداي خوبي داشت به او حسين بلندگو هم مي گفتند. اول زندگي چند تيكه طلا داشتم فروختم و 100 متر زمين خريديم، شروع كرديم با شوهرم به ساختن. من خشت مي گذاشتم او گل مي ماليد، خانه را نيمه كاره سرپا كرديم و رفتيم مشغول زندگي شديم. براي تابستان مشكلي نداشتيم، ولي زمستان به مشكل بر مي خورديم، خرجي شوهرم فقط خانه را كفايت مي كرد. شروع كردم به قالي بافتن يك قالي بافتم، خانه را كاه گل كرديم. يكي بافتم، برق كشيديم، يكي ديگر را بافتم و لوله كشي آب كرديم، بالاخره با هزار مشقت يك خشت و گل روي هم گذاشتيم تا اينكه خدا محمدرضا را به ما داد و به بركت قدمش وضع زندگي ما كمي بهتر شد و منزلمان را توانستيم در همان محل عوض كرده و تبديل به احسن كنيم.

* محمدرضا چه سالي به دنيا آمد و در ميان فرزندانتان چه ويژگي داشت؟

 محمدرضا در سال 1346 به دنيا آمد و با آمدنش رزق و روزي پدرش خيلي رونق گرفت.

بچه زرنگ، كنجكاو و با استعدادي بود. به همه چيز خودش را وارد مي كرد و مي خواست همه چيز را ياد بگيرد. او مهربان و غمخوار بود. هميشه كمك من بود و نمي گذاشت يك لحظه من دست تنها بمانم. هميشه دوست داشت به همه كمك كند.

11 ساله بود كه پدرش از دنيا رفت. من وقتي گريه مي كردم به من مي گفت گريه نكن من هم گريه ام مي گيرد. براي مرد هم خوب نيست گريه كند. بابا رفت من كه هستم.

* از دوران كودكي او چه صحنه هايي را در ذهن داريد؟

در دوران كودكي شيطنت هاي كودكانه اش همه را با خود مشغول مي كرد، در آن منزل قديمي كه بوديم ايوان كوچكي داشتيم كه پله هاي آن به آب انبار منتهي مي شد، محمدرضا مي خواست سيم برق را داخل پريز كند كه برق او را گرفت و با شدت هر چه تمامتر از بالاي پله هاي ايوان به پايين پله هاي آب انبار پرت شد. من تنها بودم و پايم هم شكسته بود و در اتاق زمين گير شده بودم. به هيچ وجه نمي توانستم از جايم بلند شوم. شروع كردم به يا زهراء و يا حسين گفتن. همسايه ها را صدا مي زدم كه تصادفاً خواهرم وارد خانه شد. با گريه و التماس از او خواستم محمدرضا را از پله هاي آب انبار بالا بياورد، وقتي بچه را آوردند چهره اش سياه و كبود شده بود و به هيچ وجه حركت و تنفس نداشت. او را بردند به سمت بيمارستان، يك بقال در محله داشتيم كه خدا او را بيامرزد به نام سيد عباس، در بين راه خواهرم را با بچه روي دست ديده بود بعد از شنيدن ماجرا بچه را بغل كرده بود، او سيد باطن دار و اهل معرفتي بود، خواهرم مي گفت: سيد عباس انگشتش را در دهان محمدرضا گذاشت و شروع كرد چند سوره از قرآن را خواندن، به يكباره محمدرضا چشمانش را باز كرد و كاملاً حالش عوض شد سيد گفته بود نيازي به دكتر نيست، طبيب اصلي او را شفاء داده است.

* از چه زماني تصميم به رفتن به جبهه كرد و عكس العمل شما در مقابل خواسته او چه بود؟

14 سال داشت آمد و تقاضاي جبهه كرد، ناراحت بود و مي گفت مرا قبول نمي كنند و مي گويند سن شما كم است، بايد 15 سال تمام داشته باشيد. به او مي گفتم صبر كن سال بعد انشاءالله قبولت مي كنند. ولي صبر نداشت و مي گفت آنقدر مي روم و مي آيم تا بالاخره دلشان به حالم بسوزد. بالاخره شناسنامه اش را گرفت و دستكاري كرد و 1 سال به سن خود اضافه كرد، به من مي گفت مادر هزار تا صلوات نذر امام زمان(عج) كردم تا قبولم كنند، با اصرار زياد به مسئول اعزام، بالاخره براي اعزام به جبهه آماده شد. خوشحال بود و سر از پا نمي شناخت، روز بدرقه خيلي دلم مي خواست پاهايم سالم بود ولااقل به جاي پدرش من به بدرقه او مي رفتم. ولي هر بار كه اعزام داشت من به بدرقه اش نرفتم و الآن دلم از بابت اين قضيه مي سوزد.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .مـعـجـزات - ادامه مطلب


عاقبت گناه کاران

قوم عاد مردمان بسیاربلندقامت وقوی هیکلی بودندآنهاانسانهائی بودندکه ازدل کوه هاسنگهاراجدامی کردندوباآنهابرای خویش خانه می ساخنتدخداوندازنظرقدرت بدنی آنهارادرنهایت قدرت آفریدولی آنان به نافرمانی الهی مشغول شدندوهرچقدرپیامبرشان آنان راموردپندواندرزقراردادفایده ای نداشته وطبق آیات قرآن برآنان عذاب الهی نازل شدوهمگی ازبین رفتندبعدازسالیان درازباستان شناسان دربیابانهای عربستان سعودی اسکلت پیکریک انسان راپیدانمودندکه بسیاربلندودرشت بودوقدمت آن به سالیان بسیاردورمی رسد که محققین براین باورندکه شایدباقی مانده اسکلت پیکرمردم قوم عادباشدزیرا باتحقیقات به عمل آمده محل زندگی مردم قوم عادهم همین مکان بوده است وهمانگونه که درتصویرفوق مشاهده می کنیداسکلت این انسان بسیاربزرگترازانسانهای زمان مااست.

آیااین نکته قابل تاملی نیست براما؟

بنگریدخداوندچگونه آایت خودرابرای هدایت ماانسانهانمایان می کندآیاوقت آن نرسیده تاپندگیریم وگوش به فرمان ولی خداباشیم تاماننداین قوم عذاب شده نباشیم؟


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


اعجازقرآن

(بلی قادرین علی ان نسوی بنانه)

آیه چهارم سوره قیامت به این مطلب مهم اشاره می نمایدکه درتمام دنیا ازاول آفرینش تا پایان قیامت سرانگشتان انسانها ازلحاظ خطوطی که روی آن ترسیم شده است با انگشت دیگرانسانها اصلا شباهتی نداردواین یکی ازبارزترین شگفتی های خلقت وازمعجزات قرآن کریم است ودانشمندی که این مسئله راکشف کردخود اعلام کردکه این مطلب را من  ازقرآن مسلمانان اخذکردم وبه راستی که قرآن منبع علوم است.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


خدایاکی آن برگزارکننده عدالت خواهدآمد؟


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


اجابت دعای مادر

مادرشهید می گوید:هنگامی که فرزندم رادرون قبر قراردادنداورابه علی اکبر امام حسین (ع)قسم دادم وگفتم پسرم چشمانت رابازکن تایک باردیگرتوببینم آنگاه چشمانش رابازکرد.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .مـعـجـزات - ادامه مطلب


حدیث ویژه امام کاظم(ع)درموردامام خمینی(ره)

امام کاظم(ع):مردی ازقم مردم رابه سوی خدادعوت میکندافرادی گرداوجمع می شوندکه قلبهایشان همچون پاره های آهن ستبراست که بادهای تندحوادث آنهارانمی لغراندازجنگ خسته نشده نمی ترسنداعتمادآنهابه خدااست وسرانجام کارازآن پرهیزکاران است.


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .حدیث - ادامه مطلب


بام ایران

امام صادق (ع) : همه شیعیان من باشفاعت او(حضرت فاطمه معصومه)واردبهشت خواهندشد

بحارالانوارجلد۶۰


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .حدیث - ادامه مطلب


لیاقت

  ازهمان زمان رهبری رادرآقای خامنه ای می دیدم. چراکه ایشان ذخیره الهی بعدازامام بوده است.بایداورادراهدافش کمک کنیم بایدتوجه داشته باشیم مخالفت باولایت فقیه کارساده ای نیست.

حضرت ایت الله بهاءالدینی(ره)


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب


شایستگی رهبری

زمانی که ایت الله خامنه ای درسفرکره شمالی به سر می بردند

حضرت امام(ره)گذلرشهای سفرراازتلویزیون می دیدنددیدارایشان ازکره وسخنرانی های ایشان برای مردم

برای امام بسیارجالب بودوامام فرمودند: الحق ایشان شایستگی رهبری رادارد.

حجه الاسلام والمسلمین حاج احمدخمینی(ره)


 

نوشته شده توسطکاروان یا زهرا .متفرقه - ادامه مطلب